تبليغاتX
دختر تنهاي شب
دختر تنهاي شب
دلواپسي هايت را به كجا خواهي برد؟؟من مسافر سياره اي ديگرم
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
بهانه...

 

خوابم گرفته

بهانه گير داده بچگي كن!

نكن

هيس

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 17:34
سه شنبه نوزدهم دی 1385
هوای تازه...

 

به هواي بيرون مي روم تا عميق تر شوم

تر مي شوم

...

چه هواي احمقانة قشنگي ست

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 10:41
دوشنبه سوم مهر 1385
تكان دل...

 

فرياد زدم: « شوخي بود، باور كن!

از پيش من نرو، تركم نكن !»

لبخندي ترسناك چهره اش را پوشاند،

به سردي گفت:

« در باد نايست، سرما مي خوري»

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 7:51
شنبه چهارم شهریور 1385
صبح بخیر...

 

امشب را نخوابيده ام

فكر خواب نيز ديگر دير است...

صبح بخير!

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 11:17
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385
توصيه هاي بابا برقي...

 

فردا بي تو روز ديگري است...

دلتنگ...

دلگشاد...

بمببببببببببببب

موج انفجار

...

دنده ت نرم

صد دفعه گفتم توصيه هاي بابا برقي رو جدي بگير

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 10:3
دوشنبه دوم مرداد 1385
دو روي سكه...

 

خيلي نامردي...

صبحها قربون صدقم مي ري

عصرها زيرآبمو مي زني

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 13:6
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385
اینم قرارمون...

 

قرارمون زیر بارون...
کنار هم بودنمون...
بعدشم سرما خوردن و به گه خوردن افتادنمون...

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 15:12
شنبه سیزدهم خرداد 1385
عشق...

 

كه عشق آسان نمود اول

ولي بعدش فهميدم چه غلطي كردم

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 7:22
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385
نظر شما چيه؟؟؟

 

دوستت دارم ها دو دسته اند:

يا دروغند

يا دروغهاي مصلحتي...!

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 7:29
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385
دل بازکنک...

 

خوش به حال آسمون

دلش باز شد از بس گريه كرد
راستي من چطور دلمو باز كنم؟

...
با آچار؟؟

در باز كن؟؟

يا اف اف؟؟

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : تیدا در ساعت 8:58